جایگاه انسان و خدا در کائنات

بحث و گفتگو پیرامون وجود و عدم وجود خدا و نقش و تاثیر خدا بر جهان همانقدر که در میان فلاسفه و شخصیت‌های مذهبی محبوبیت دارد، نزد دانشمندها و دانش‌ورزهای علوم تجربی جا دارد و از آن‌جا که ره‌یافتِ علم  به این وادی با فلسفه و مذهب تفاوت اساسی دارد، امروزه به جریان انداختن موضوعاتی این‌چنین در میان دانش‌ورزها به ویژه فیزیک‌دان‌ها چشمگیر بوده و خوشبختانه در میان ایرانیان نیز ماشین گفتگو و مباحثه و مناظره شروع به حرکت کرده تا چشم ما به دنیای پیرامون خود را از زاویه‌ای دیگر باز کند.

شما را دعوت می کنم به تماشای گفتگوی فرامرز فروزنده با دکتر علی نیری* پیرامون جایگاه انسان و خدا در کائنات از دیدگاه علمی

(جهت تماشای این گفتگو بر روی عکس زیر کلیک کنید)

فایل صوتی این گفتگو به کوشش اشکان عزیز : دانلود

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

۹۹+۱ ویژگیِ فردِ سالم از دیدگاه روان‌شناسی (بخش چهارم)

ویژگی‌های فرد سالم:

نــهدارای عقل بوده و از آن در همه‌ی جنبه‌های زندگی استفاده می‌کند. رشد بیشتر و یا همه‌ی جنبه‌های ذهن و ضمیر بر اساس قواعد و قوانینی است و به مقدار زیادی نا‌آگاه و خودکار عمل می‌کند و انسان با گذشت زمان، موارد و مراحلی را پشت سر می‌گذارد. مثلا هوش انسان با افزایش سن او تغییر و رشد پیدا کرده و با وجود آن که از نسبت ثابتی برخوردار است(یعنی اگر بهره‌ی هوشی در ۵ سالگی صد باشد، در سنین ۱۵، ۲۵، ۴۵،… هم صد خواهد بود) ولی به هر حال این رشد اجتناب ناپذیر است و مانند بدن کودکی ۵ ساله است که مانند چهارسالگی‌ش نخواهد بود. اما زمانی که به عقل (rational mind & thinking) می‌رسیم، سه نکته حائز اهمیت است:

اول: عقل به خودی خود به وجود نمی‌آید و رشد نمی‌کند.

دوم: عقب افتادن رشد عقل در هر سنی قابل جبران است.

سوم: عدم استفاده از عقل همانند عدم وجود آن است.

عقل (rational mind & thinking) که در مقابل ذهن احساسی-عاطفی-هیجانی(Feeling Mind) قرار می‌گیرد اینگونه تعریف  و تبیین می‌شود:

۱.عقل، موجب دستیابی انسان به دانایی و آگاهی ویژه‌ای می‌شود.(مانند چراغی که روشن می‌شود و موجب گسترش حوزه‌ی دید می‌شود) او به آگاهی‌هایی دست پیدا کرده که افراد ناعاقل از آن محروم‌ند.

۲.عقل، ابزاری برای درک روابط پنهان اشیاء است. اشیاء روابطی دارند که در سطح و رویه دیده نمی‌شود(گرچه هوش تا حدودی به آن پی می‌برد) و تنها عقل است که به درک و تشخیص آن دست می‌زند. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

۹۹+۱ ویژگیِ فردِ سالم از دیدگاه روان‌شناسی (بخش سوم)

ویژگی‌های فرد سالم:

شش آگاهی و آشنایی با مبانی و اصول فلسفه. فلسفه به عنوان مجموعه‌ای از آگاهی‌های منتج به باورها و اعتقاداتی که میوه‌ی استدلال منطقی است تلقی می‌شود. موضوعات فلسفی پرسش‌های اساسی انسان هستند که علم قادر به پاسخ‌گویی آن‌ها نیست(به دلیل تعریف علم و موضوع علمی) یا اینکه فعلا علم از پاسخ آن عاجز است(آیا جهانی ورای جهان مادی وجود دارد؟ آیا خدا وجود دارد یا نه؟ اراده‌ی خدا در این جهان چه نقشی داشته و یا دارد؟ آیا انسان غیر از جنبه‌ی مادی و فیزیکی دارای جنبه‌ی غیر مادی مانند روح است؟ و…)

فلاسفه کسانی بودند که این پرسش‌ها را که مبتنی بر واقعیت و علم است اما نه واقعیت است و نه علم، از طریق استدلال علمی و منطقی به جایی رسانده‌اند. فرد سالم باید از این اصول و مبانی فلسفی با خبر باشد. او از پرسش‌های اساسی و اصولی انسان(چه هم‌اکنون و چه در طول تاریخ) و پاسخ‌هایی که به آن‌ها داده شده با خبر است و با این آگاهی و شناخت از مسائل غیر علمی و فلسفی، جنبه ای از آگاهی و دانایی خود را که مبنای برداشت‌های علمی و یا نتیجه‌گیری‌ها در زندگی شخصی است را به درستی به کار می‌گیرد.

هفت اهمیت و ارزشی برای هنر قائل است. هنر، نغمه‌ی آزادی انسان در جهان احساسات، عواطف و هیجانات است. هنر، درک واقعیات اشیاء با تاکید بر جنبه‌ی کیفیت و نه کمیت است. هنر، تقلید و تکرار و ابراز جهان به گونه‌ای غیر از آنچه در ظاهر دیده می‌شود، یا اصولا تفسیر و تعبیر و توجیهی از جهان است. هنر دارای جوهری است و با خود اصول و قواعدی دارد و حتما مبتنی بر نوعی جهان‌بینی و فلسفه و متکی بر واقعیت و مبانی علمی است. هنر، احساس و ابراز جهان به گونه‌ای کمی مختلف و متفاوت اما مبتنی بر واقعیت و علم است. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

۹۹+۱ ویژگیِ فردِ سالم از دیدگاه روان‌شناسی (بخش دوم)

ویژگی‌های فرد سالم:

سهتوجه و اهمیتی فوق‌العاده‌ای برای واقعیت قائل است. او از قبل کوشش برای توصیف و تخیل ِ جهان واقع نکرده بلکه تمام توان و نیروی خود را به کار می‌گیرد تا دریابد و کشف کند واقعیت چیست آنگاه اگر آن را دوست ندارد و درست نمی‌داند و نمی‌پذیرد از راه‌های واقع‌بینانه در جهت حل آن بر‌آید. در حالی که فرد نورمال و بیمار، واقعیت را آنگونه که میخواهد می‌بیند و آن‌گونه حس و احساس می‌کند که دوست دارد و کوششی به جهت درک و کشف واقعیت نمی‌کند.

واقعیت(reality) یعنی آنچه که هست(در جهان خارج یا درون ما) بر اساس ابزار، ملاک و میزانی که ما در اختیار داریم تعریف می‌شود. در حالی که ما مانند مترجمی هستیم که از واقعیات جهان، گزارشی مختلف و متفاوت می‌دهیم ولی همه‌ی ما تا حدود زیادی در این ترجمه شبیه و مانند هم هستیم. اگر فرد کوشش کند واقعیت را آنگونه که ابزار و وسایل‌ش گزارش می‌دهد به همان صورت به ذهن ببرد، واقعیت را به عینیت(آبجکتیویتی) نزدیک کرده.  مفهوم عینیت(آبجکتیویتی) این است که فرد واقعیت خارجی را تا جایی که ممکن است به گونه‌ای به درون برده که تصویر و تصوری دقیق از آن واقعیت در ذهن بسازد. در حالی که با دگرگونی واقعیت، وارد مرحله‌ی ذهنیت(سابجکتیویتی) می‌شود. یعنی دگرگونی‌های فراوان در واقعیت ایجاد کرده و آنچه که فرد ساخته و پرداخته، شباهتی به دیگران ندارد. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

۹۹+۱ ویژگیِ فردِ سالم از دیدگاه روان‌شناسی (بخش اول)



برخلاف مدل پزشکی که مردم یا سالم‌ند یا بیمار، در روانشناسی مردم سه دسته‌اند : بیمار، نورمال، سالم

فرد نورمال با نظام ارزشی و اخلاقی جامعه خود را وفق داده و ارائه کننده‌ی آن نیز هست. در نتیجه اگر فرهنگ کشوری بیمار و گرفتار باشد افراد نومال هم بیمار و گرفتارند ولی در جامعه بیمار به حساب نمی‌آیند.فرد سالم خوشبخت است و از سلامت فیزیکی-روانی برخوردار است و در مسیر تکمیل و تکامل خود و دیگران قدم برمی‌دارد. افراد سالم دنیا شبیه هم‌اند و فقط جنبه‌هایی از فرهنگ  و جامعه‌ی خود را که با ویژگی‌های فرد سالم هماهنگ است را بیشتر از دیگران داشته و پرورانده. افراد دچار بیماری روانی، عصبی یا اختلال شخصیت در جوامع مختلف شبیه هم‌اند. آنچه که افراد جوامع مختلف را از هم تمیز داده، افراد نورمال آن جوامع است که ۷۰-۸۰ درصد هر جامعه را تشکیل می‌دهند.

ویژگی‌های فرد سالم:

یکفلسفه و جهان‌بینی او جنبه‌های واقعی و علمی را در نظر داشته و متکی به اصول اخلاقی انسانی و روحانی است.

تقدس انسانی را به صرف انسان بودن می‌پذیرد. خود و دیگران را خوب و درحال رشد و تکامل می‌بیند و راه را برای خود و دیگران هموار می‌کند. نظام باورهای او در چهارچوب همین فلسفه و جهان‌بینی است. در حالی که حقیقت همیشه زیبا نیست و زیبایی همیشه حقیقت نیست اما نقطه‌ی برخود این دو از آن اوست. ادامهٔ این نوشته را بخوانید