۹۹+۱ ویژگیِ فردِ سالم از دیدگاه روان‌شناسی (بخش هفتم)

ویژگی‌های فرد سالم:

هفـــده – داشتن هدف، مقصود و معنا در زندگی: او دقیقا می‌داند که اکنون کجاست و به کجا باید برود، هدف را تعیین کرده و راه رسیدن به آن را تبیین نموده است. علاوه بر آن، فراسوی هدف، مقصود و منظوری دارد و بالاتر از آن معنایی برای خود، زندگی و راهش قائل است. هدف‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند: کوتاه مدت(دو روز تا دو ماه)، میان مدت(دو ماه تا دو سال) و بلند مدت(دو سال تا پنج سال). کسب علم و آگاهی، شغل، سلامت فیزیکی و روانی، روابط اجتماعی، تفریح و سرگرمی از جمله مسائل مهم و اساسی زندگی هستند که باید برای آن‌ها هدف‌گذاری کرد. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements

۹۹+۱ ویژگیِ فردِ سالم از دیدگاه روان‌شناسی (بخش ششم)

ویژگی‌های فرد سالم:

پــــانزدهاهمیت ویژه‌ای برای وقت و زمان قائل است. ما در دنیا با دو پدیده‌ی اصلی و اساسی روبرو هستیم یکی اشیا و اشخاص و دیگری وقت و زمان. برخی اوقات، وقت و زمان برای ما مهم‌تر از اشیا و اشخاص هستند. موضوع زمان پیچیدگی های فراوان دارد: ادامهٔ این نوشته را بخوانید

۹۹+۱ ویژگیِ فردِ سالم از دیدگاه روان‌شناسی (بخش پنجم)

ویژگی‌های فرد سالم:

ده پذیرفتن اصل این‌همانی یا «اصل هوهویت» که به عنوان مبانی و مبادی عقل شناخته می‌شود و در ارتباط با واقعیت قرار می‌گیرد. یعنی آنچه هست، هست و آنچه نیست، نیست. انسان سالم کسی ست که این اصل را به عنوان واقعیت علمی و عقلی می‌پذیرد و بر مبنای آن عمل می‌کند. «آنچه هست، هست» به ما این را بیان می‌دارد که جهان را همان‌گونه که هست بشناسیم و در تخیل خود دست به ساخت دنیا نزنیم. هر کسی جهان را در ذهن و ضمیر خود بسازد و بپروراند که این اصل را زیر پا گذارد، در درک و فهم واقعیت و در برداشت‌های علمی دچار مشکل شده و از سلامت روانی نیز دور خواهد افتاد. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

۹۹+۱ ویژگیِ فردِ سالم از دیدگاه روان‌شناسی (بخش چهارم)

ویژگی‌های فرد سالم:

نــهدارای عقل بوده و از آن در همه‌ی جنبه‌های زندگی استفاده می‌کند. رشد بیشتر و یا همه‌ی جنبه‌های ذهن و ضمیر بر اساس قواعد و قوانینی است و به مقدار زیادی نا‌آگاه و خودکار عمل می‌کند و انسان با گذشت زمان، موارد و مراحلی را پشت سر می‌گذارد. مثلا هوش انسان با افزایش سن او تغییر و رشد پیدا کرده و با وجود آن که از نسبت ثابتی برخوردار است(یعنی اگر بهره‌ی هوشی در ۵ سالگی صد باشد، در سنین ۱۵، ۲۵، ۴۵،… هم صد خواهد بود) ولی به هر حال این رشد اجتناب ناپذیر است و مانند بدن کودکی ۵ ساله است که مانند چهارسالگی‌ش نخواهد بود. اما زمانی که به عقل (rational mind & thinking) می‌رسیم، سه نکته حائز اهمیت است:

اول: عقل به خودی خود به وجود نمی‌آید و رشد نمی‌کند.

دوم: عقب افتادن رشد عقل در هر سنی قابل جبران است.

سوم: عدم استفاده از عقل همانند عدم وجود آن است.

عقل (rational mind & thinking) که در مقابل ذهن احساسی-عاطفی-هیجانی(Feeling Mind) قرار می‌گیرد اینگونه تعریف  و تبیین می‌شود:

۱.عقل، موجب دستیابی انسان به دانایی و آگاهی ویژه‌ای می‌شود.(مانند چراغی که روشن می‌شود و موجب گسترش حوزه‌ی دید می‌شود) او به آگاهی‌هایی دست پیدا کرده که افراد ناعاقل از آن محروم‌ند.

۲.عقل، ابزاری برای درک روابط پنهان اشیاء است. اشیاء روابطی دارند که در سطح و رویه دیده نمی‌شود(گرچه هوش تا حدودی به آن پی می‌برد) و تنها عقل است که به درک و تشخیص آن دست می‌زند. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

۹۹+۱ ویژگیِ فردِ سالم از دیدگاه روان‌شناسی (بخش سوم)

ویژگی‌های فرد سالم:

شش آگاهی و آشنایی با مبانی و اصول فلسفه. فلسفه به عنوان مجموعه‌ای از آگاهی‌های منتج به باورها و اعتقاداتی که میوه‌ی استدلال منطقی است تلقی می‌شود. موضوعات فلسفی پرسش‌های اساسی انسان هستند که علم قادر به پاسخ‌گویی آن‌ها نیست(به دلیل تعریف علم و موضوع علمی) یا اینکه فعلا علم از پاسخ آن عاجز است(آیا جهانی ورای جهان مادی وجود دارد؟ آیا خدا وجود دارد یا نه؟ اراده‌ی خدا در این جهان چه نقشی داشته و یا دارد؟ آیا انسان غیر از جنبه‌ی مادی و فیزیکی دارای جنبه‌ی غیر مادی مانند روح است؟ و…)

فلاسفه کسانی بودند که این پرسش‌ها را که مبتنی بر واقعیت و علم است اما نه واقعیت است و نه علم، از طریق استدلال علمی و منطقی به جایی رسانده‌اند. فرد سالم باید از این اصول و مبانی فلسفی با خبر باشد. او از پرسش‌های اساسی و اصولی انسان(چه هم‌اکنون و چه در طول تاریخ) و پاسخ‌هایی که به آن‌ها داده شده با خبر است و با این آگاهی و شناخت از مسائل غیر علمی و فلسفی، جنبه ای از آگاهی و دانایی خود را که مبنای برداشت‌های علمی و یا نتیجه‌گیری‌ها در زندگی شخصی است را به درستی به کار می‌گیرد.

هفت اهمیت و ارزشی برای هنر قائل است. هنر، نغمه‌ی آزادی انسان در جهان احساسات، عواطف و هیجانات است. هنر، درک واقعیات اشیاء با تاکید بر جنبه‌ی کیفیت و نه کمیت است. هنر، تقلید و تکرار و ابراز جهان به گونه‌ای غیر از آنچه در ظاهر دیده می‌شود، یا اصولا تفسیر و تعبیر و توجیهی از جهان است. هنر دارای جوهری است و با خود اصول و قواعدی دارد و حتما مبتنی بر نوعی جهان‌بینی و فلسفه و متکی بر واقعیت و مبانی علمی است. هنر، احساس و ابراز جهان به گونه‌ای کمی مختلف و متفاوت اما مبتنی بر واقعیت و علم است. ادامهٔ این نوشته را بخوانید