تیزاندیش

99868246_96d98d3d1b

در عجبم زین مردم باریک اندیش تیزبین که از شاهنامه جز

یک بیت زن ستیز هیچ ندانند ولی هرگز حتی فکر لغزشی در

نامه های یحتمل آمده ز میان ابرها نمیکنند .

3 Responses to تیزاندیش

  1. MAS می‌گه:

    وه من نیز در عجبم اما چراغ و قلم در دست شیطان است به مردم خرده نگیر که خوابند و خوابگر ها از این داستان سود برند اما در عجم هنوز .

  2. علی می‌گه:

    درود دوست گرامی.

    بخشی از یک مصاحبه با آقای خالقی مطلق در همین ارتباط:

    – شوربختانه چندی است که گروهی بدون اینکه حتی شاهنامه را تورقی کرده باشند، به دست آویز جایگاه زن در شاهنامه به فردوسی حمله می کنند. پاسخ شما به آنها چیست؟

    «انتقاد من به آنها این است که آیا براساس تحقیق و پژوهش این سخن ها را می گویند یا خیر.

    اینها گروه های مختلفی اند. یک گروه کسانی هستند که دلشان می خواهد هر طور که شده به یک اثر ملی بتازند. اگر شخصاً این افراد را بشناسم، می دانم که برای چه این حرف ها را می زنند.

    یک گروهِ ساده لوحی هم وجود دارد که گمان می کنند که چون یک بیتی مشهور شد و بر زبان ها افتاد، این را می توان به صورت یک اصل مسلم پذیرفت. مانند همان بیتِ مستهجنی که بر سر زبان هاست و معروف است. اینان این زحمت را به خود نمی دهند که منبع این بیت را پیدا کنند و بگویند جای این ابیات در شاهنامه کجاست؟ مثلاً زمانی که می بینند در چاپ مسکو یا بروخیم این بیت نیست، به خود این زحمت را نمی دهند که بروند تحقیق کنند و بگویند این بیت در کجای شاهنامه است؟ و یا از چه زمانی وارد نسخه های شاهنامه شده است؟ اگر این طور باشد شاهنامه 60-50 هزار بیت که هیچ، 100 هزار بیت خواهد بود و آنگاه دیگر تحقیق در شاهنامه هم معنی نخواهد داشت.

    دسته سوم گروهی هستند که آنقدر سواد ادبی ندارند که میان آن چیزی که فردوسی می گوید با آن چیزی که قهرمان داستان می گوید، تفاوتی بگذارند. این به مانند آن است که به یک رمان نویس بگویند که تو فلان عقیده را داری و او بگوید که نه، من چنان عقیده ای ندارم و سپس به او بگویند که چرا، در رمانت مثلاً حسن یک چنین حرفی را زده و نویسنده هم با تعجب می گوید: این را حسن می گوید، عقیده ی من که نیست و آنها نیز در پاسخ بگویند: فرقی نمی کند، بالاخره تو نوشته ای و شخصیت های داستانی تو هر چه می گویند، بیانگر عقیده ی تو هستند! و نویسنده نیز می گوید که من خیلی از این عقاید را ندارم و آنها را رد می کند. حال این دسته ی سوم تشخیص نمی دهند که مثلاً در داستان بیژن و منیژه، وقتی بیژن به منیژه توهین می کند و می گوید: زنان راز نگه دار نیستند، این دلیل بر این نیست که این جمله، عقیده ی فردوسی است. آنان حتی اگر چند بیت پائین تر را نگاه کنند می بینند که منیژه از خود دفاع می کند، پس اگر این عقیده ی فردوسی است پس چرا می گذارد که منیژه از خودش دفاع کند و بیژن از او پوزش بخواهد. بنابراین در اینجا ما با عقیده ی فردوسی سرو کار نداریم، بلکه یکجا با عقیده ی بیژن و در جای دیگر با عقیده ی منیژه. پس نه آن حرف زشت سخن فردوسی است و نه این حرف خوب. اما باز یک عده این اندک سواد ادبی را هم ندارند.»

    http://rouznamak.blogfa.com/post-146.aspx
    (البته وبلاگ مزبور مورد عنایت قرار داده شده!، اما تا این لحظه از کش گوگل قابل فراخوانی‌ست.)

  3. فرزانه می‌گه:

    ما
    فراموشی داریم
    و خاموشی گرفته ایم از بس یادمان نمی آید…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: