۹۹+۱ ویژگیِ فردِ سالم از دیدگاه روانشناسی (بخش ششم)
ژانویه 15, 2011 6 دیدگاه
ویژگیهای فرد سالم:
پــــانزده – اهمیت ویژهای برای وقت و زمان قائل است. ما در دنیا با دو پدیدهی اصلی و اساسی روبرو هستیم یکی اشیا و اشخاص و دیگری وقت و زمان. برخی اوقات، وقت و زمان برای ما مهمتر از اشیا و اشخاص هستند. موضوع زمان پیچیدگی های فراوان دارد:
الف- انطباق و برابرسازی زمان کیفی درونی با زمان کمی بیرونی. زمان در حالی که تغییر عناصر در مکان است و جنبهی کمی و کاملا قابل اندازه گیری دارد، در ذهن و ضمیر انسان دارای جنبهی کیفی نیز هست. بنابراین گاهی یک دقیقه به اندازهی پنج دقیقه یا پنج دقیقه به اندازهی یک دقیقه خواهد بود و دائما در حال دگرگونش ست. فاصله گرفتن و اختلاف زمان کیفی درون با زمان کمی بیرونی، نشانهی عدم ارتباط با واقعیت و حقایق اطراف ست.
ب- دانستن اندازه و وقت لازم برای انجام هرکاری. مثلا وقتی از فرد سالم درباره زمان حمامرفتن پرسش شود به طور تقریبی میگوید بیست دقیقه طول میکشد نه اینکه با درنظرگرفتن صرفا بخشی از آن بگوید دو دقیقه یا برای انجامندادن آن بیان کند که حوصلهی یک ساعت حمامرفتن را ندارد.
پ- فرد سالم نگران گذشت زمان نیست. برخی از مردم گرفتار و بیمار به محض احساس گذشت زمان، هر چند دقیقه جملاتی مثل «وقت من تلف شد»، «عمرم هدر شد»، «چیزی یاد نگرفتم»، «فلان فرد هم که نیامد» بیان میکنند و از این طریق زهر و سم به کام خودشان میریزند. فرد سالم در حالیکه از گذشت زمان خبردارست، گرفتار وسواس و نگرانی درباره گذشت زمان نیست.
ت- فرد سالم غافل از گذشت زمان نیست. اینگونه نیست که به یکباره متوجه شود زمان زیادی گذشته مثلا ظهر یا شب شده و از کاری که باید به انجام میرسانده غافل شده.
ث- برابری امروز و فردا موضوعی بسیار مهمی در سلامت روانی ست. فردا میتواند واقعا فردا یا هفته دیگر و ماه دیگر باشد. دانستن برابری امروز و فردا و اینکه درد امروز مساوی درد فرداست و لذت امروز مساوی لذت فرداست، به فرد سالم این امکان را میدهد که اگر در مقابل این پرسش قرار بگیرد که «درد را امروز میکشی و لذت را فردا» یا «لذت برای امروز و درد برای فردا»، همیشه پاسخ او این ست که درد را امروز میکشم و لذت را فردا.
با پذیرش این اصل اولا آنقدرها دردی نمیکشد زیرا به خاطر خبر از لذتِ فردا، دردِ امروز کمتر و سادهتر میشود. ثانیا فردایی که لذت میبرد نگران دردی نیست و بنابراین لذت به کمال خود میرسد. در حالیکه اگر وارون این باشد، کسی که امروز لذت میبرد نگران درد فرداست و فردا که گرفتار درد میشود رنجش مضاعف شده و غالب اوقان آن درد را هم به آینده موکول میکند و درنتیجه در بلند مدت در زندگی عقب می ماند.
ج- به تاخیرانداختن لذت و پاداش که به نوعی ادامه ی مورد قبلیست و اساس موفقیت و پیروزی در همهی زمینههای زندگیست، باید در کودک انسانی بین سنین ۲ تا ۵ سالگی کاشته شود. به این معنا که باید بیاموزد که صبر کند در عین اینکه مطمئن از حوادثیست که به او وعده داده شده. درنتیجه به این موضوع پی میبرد که باید ابتدا کاری انجام دهد و با تاخیر نتیجهای حاصل گردد.
در نتیجه انسان سالم، از نظر گذران زمان و وقت به نوعی عمل می کند که با واقعیت جهان خارج در ارتباط است و ضمنا در حالیکه از آرامش و امنیت برخوردارست، از لذت و شادی و رضایت نیز بهرهمند خواهد بود.
شـــانزده- داشتن نظم و ترتیب. ما در جهانی زندگی میکنیم که اشیاء در جای خودشان قرار دارند(مانند چشم که زیر ابروست) و در بسیاری از کارها مسئلهی ترتیب به عنوان واقعیت غیرقابل اجتناب است(مانند این که ما قرار است ایتدا جوراب بپوشیم و بعد کفش نه بلعکس. یا ابتدا قرار است غذا را بپزیم و بعد بخوریم نه اینکه اول غذا را خورده بعد روی اجاق بنشینیم تا پخته شود).
مشکل بسیاری از افراد گرفتار و بیمار در این است که نظم و ترتیب را در جهان نمیپذیرند یا آن را با ظلم و زور اشتباه می گیرند. فرد سالم قرار است که نظم و ترتیب هر کاری را در نظر بگیرد و رعایت کند.در اینجا اشاره به دو موضوع اهمیت دارد: یکی تاکید بر موضوعات مهم و بیاعتنایی به بیاهمیتها و دیگر اولویت ها و ترجیحات افراد.
مطالعات علمی نشان میدهند که افراد موفق و ناموفق، در بیشتر زمینهها در جهت اهمیتدادن به موضوعات مانند یکدیگرند، فقط با این تفاوت که افراد موفق موضوعات مهم زندگی(سلامتی جسم و روان، مطالعه، کار، بهبود روابط و…) را در اولویتهای اول خود قرار داده و دیگران با اینکه بر اهمیت آن موضوعات واقفند ولی در جدول ترجیحات و اولویتهای روزانهی خود جایی برای آنها در نظر نمیگیرند و چون در روز بیش از بیست کار انجام نمی دهند، ای بسا سالهاست که به فرصت انجام آن موضوعات دست نیافتهاند.






من از این نوشتار استفاده بردم/فاطی ازاد کارشناس علوم اجتماعی
من اکثر مقالات را مطالعه میکنم از این جهت در رشد من ودیگری اگربخواهد مفید است.
ارتباط از ط ربق سایت کمک به رشد فکرواقدامی جهان شمول تر است. وچه تلاشی اسان تر از این/
///
من از این راه به جهان وسیع تر می پیزندم.
من از برنامه های شماخیلی لذت میبرم
من همیشه برنامه های دکتر را می بینم وسایتش را نیز بعنوان یک معلم وعلاقمند به روانشا سی نهایت استفاده را میبرم………….
خیلی مقاله ی جالبی هست.ذخیره کردم هر 6 قسمت رو که سر فرصت مطالعه کنم. اون قسمت اولش که گفته توی روانشناسی مردم 3 دسته هستند منو خیلی بفکر فرو برد.نرمال بودن اکثر جوامع نشان از نوعی فریب عمومی داره که معمولا توسط ابزار رسانه انجام میشه.و خب توی همه ی جوامع هم هست.